Page Ranking Tool انگیزۀ رو آوردن به سوی روشنایی و فروغ فروزان ، به هنگام نیایش - زاگرس قلب ایران
X
تبلیغات
رایتل

ایرانیان باستان و نژاد آریا ، به نور و روشنایی و فروغ فروزان از همان آغاز

توجه داشتند و اهورا مزدا را نو کل یا نورالانوار یا شیدان شید میدانستند.

هر فرد با ایمان و دیندار ، هر تیره و قوم و گروه ، همواره خود را نیازمند به

این دیده که در جائی خلوت ، فارق از درگیریها و توجه به اطراف و جوانب خود

ساعتی با خدای خود به راز و نیاز پرداخته ، با خود خلوت نموده ، بخشایشهای

ایزدی را سپاس گویند و ستایش نمایند.

اگر چه خداوند در همه حال و همه جا حاضر و ناظر و توانا و دانا و بیناست و

در همۀ احوال بویژه در خلوتها ، و ژرفای دلها میتوان او را حس کرد و شناخت

و به گوهر پاکش عشق و مهر ورزید ، بهتر آنکه این کار، در جائی باصفا جایگاه

بهتری برای نزدیکی به سرمنزل مقصود است. بدین منظور پیروان هر کیش و

آئینی جایگاه ویژه ای را برگزیده اند که راهی به در دوست باشد ، چنانچه

زرتشتیان: دَر مهر مهر یا آدریان و آتشکده و هرمزگان برپا کرده اند، یهودیان

کنیسه، را و عیسویان کلیسا را، و مسلمانان مسجد و مهراب و خانۀ خدا را و دیگر

اقوام و طریقت ها نیز هر کدام گونه ای دیر ومعبد و زیارتگاه و حتی بتکده دارند

و معبود خود را نیایش مینمایند. هر قومی برای اتحاد و همبستگی و تصویه باطن

و تقویت ایمان و روح یگانگی و بالاتر از همه خداشناسی و پی بردن به عظمت

ذات باریتعالی، نیاز به مکانی دارد و به مصداق «مقصود من از این کعبه و

بتخانه توئی تو» همه به یک مبداء نظر دارند، به همین دلیل به هنگام نیایش خدای

یکتا، مسایل روزانه زندگی و گرفتاریها را نباید در ان راهی باشد.

زرتشتیان برای این کار جائی را بنام های «دَرمهر» یا «آتشکده» و «آتش بهرام

» یا «آتش ورهرام» یه «آدریان» و کردهای قدیمی «هرمزگان» را دارنند. شاید

نام «خانۀ خدا» نیز همان «هرمزگان» کردی باشد که در یک چکامۀ کردی از

گذشته به جا مانده است که جا دارد در اینجا از آن یاد شود:

حدود دهۀ 1290 خورشیدی، در کاوشهای روستای «هزارمیرد» استان سلمانیه

عراق، پوست پارۀ کهنه ای به دست آمد که در آن چهار بند سرود، به زبان کردی

سره و به خط پهلوی نوشته شده بود. این چهار بند چامه که به نام «هروزگان»

نامیده شده یادآور تاخت و تاز تازیان به سرزمین کردستان و کشت و کشتار

است. برابر داوری دانشمندان، این نوشته مربوط به سرآغاز هجوم تازیانست.

این چامۀ آتشین کردی که دل را به جوش و خروش مآورد و مایۀ اندوه میشود،

دورنمای آن روزگار را به خوبی نشان میدهد. معنای این قطعه چنین است:

پرستشگاهها ویران گشت و آتش اتشکده ها خاموش شد، بزرگ بزرگان از بیم

مهاجمان خود را نهان کرد، مهاجمان ستمگر، روستای کارگرها را تا «شهر

زور» با خاک یکسان کردند و زنان و دختران را به بردگب بردند، مردان دلیر

در خون غلتیدند. آئین زرتشت بی سرپرست ماند، دیگر اهورامزدا به هیچکس

مهرورزی نکرد! (که اهورامزدا همواره مهربان است)

آوانوشت سرود به خط فارسی:

هـــورمزگان رمــان آتـــران کــژان    ویشان شاردوه گوره ی گوزکـــان

زور کــــار ارب کــــردنه خــــاپور   گـــــنای پـــــاله ئی هــــثاشار زور

شن و کــنیکان وه دیــل بَشــینا مــــیرد آزاتـــــلی وه رو هـــــــونیا

روشت «زردشتره» مانوه بی کس  بزیکانیکا «هورمزوه» هویچ کس

«هورمزدگان یعنی آتشکده ها که جای پرستش اهورامزداست ویران شد و آتشها

خاموش گشت، بزرگان بزرگ، خود را نهان کردند»

در پیش به نقل از شهرستانی و ملل و نحل از چند آتشکده قدیمی نام برده شده اینک

نام و نشان چند آتشکدۀ دیگر ارائه می شود: آتشکدۀ آذرگشسب در تکاب آذربایجان

- آتشگاه اصفهان – بازه هور خراسان – آتشکده برزو در اراک – آتشدان سنگی در

پاسارگاد – پایۀ آتشدان در نقش رستم – آتشدان سنگی در تخت جمشید – آتشدان

سنگی در فیروز آباد – آتشکدۀ توک در فیروز آباد – آتشکدۀ کازرون و ...

چنانچه نوشته اند روزبه معروف (ابن مقفع) به هنگام چیرگی تازیان و عبور از

برابر در مهر مطالبی به دل و به زبان آورد که پیشتر نیز قبلا از آن یاد شد:

ای خانۀ مهر گر شدم از تــو بــرون با دیدۀ گـــریان و دلی پر از خـــون

سوگند به خاک درت  ای  خانۀ مهر تن بردم و دل نهادم اینجا به درون